منهاج سراج
322
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
شقنان و طخارستان بر وجه شكار و طوف جبال غور ، چند كرت آمده بود ، و آن موضع را از كثرت چشمه سارها هزار چشمه نام بود ، بسطام در اين وقت بسبب لشكر افريدون بغور آمد ، و در پاى كوه زار مرغ [ ( 1 ) ] سكونت ساخت و اينجا از اصحاب تاريخ دو روايت است . يك روايت آنست [ ( 2 ) ] كه در قلم آمد دوم روايت آنست [ ( 3 ) ] از منتخب ناصرى : كه يكى از اكابر غزنين در عهد سلطان غازى معز الدين محمد سام نور اللّه مضجعه [ ( 4 ) ] پرداخته است : چنين روايت كند : كه چون افريدون بر ضحاك غالب شد و ممالك بگرفت ، دو برادر او و فرزندان او به نهاوند افتادند ، برادر مهتر را ( كه ) سور نام بود امير شد ، و ( برادر ) كهتر را كه سام نام بود سپهسالار شد ، و امير سور را دخترى بود ، و سپهسالار را پسرى . هر دو عمزادگان از خوردى [ ( 5 ) ] نامزد يك ديگر بودند ، ايشان دل بر همديگر نهاده ، سپهسالار سام وفات كرد ، و پسر او ( نيك ) شجاع و مبارز رسيده بود ، چنانچه دران عهد به مردى و جلادت نظير نداشت ، بعد از فوت پدر او حاسدان پيدا آمدند و او را پيش امير ( سور ) سعايتها كردند ، عم را دل بر وى گران شد ، و عزم كرد : تا دختر ( را ) بملكى دهد از ملوك اطراف . چون آن دختر را خبر شد عمزاده را اعلام داد ، شبى بيامد و در قلعه بكشاد ، و ده سر اسپ گزيده از آخر امير سور باز كرد ، و دختر ( را ) و اتباع او را برنشاند ، و چندانچه امكان داشت از نقود برگرفت ، و روان شد ، و خود را بر سبيل تعجيل به كوهپايهاء غور انداخت [ ( 6 ) ] ، و آنجا مقام داشت [ ( 7 ) ] ، و گفتند : زومنديش [ ( 8 ) ] ، آن موضع را منديش [ ( 9 ) ] نام شد و كار ايشان آنجا استقامت پذيرفت [ ( 10 ) ] ، و بروايت اول : چون امير بسطام و اتباع او بدان موضع مقام ساختند ، خبر به افريدون بردند . خواست تا سيوم كرت لشكر نامزد قمع و قلع بسطام و اتباع او كند ، و او را بدست آرد ، پسران افريدون
--> [ ( 1 ) ] متن اصل : زار مرغ ، بالاى زار ( سار ) هم نوشته شده . در نسخ راورتى : مرغزار و زلومرغ هم آمده . پ : رامرغ . ( ر : 26 ) [ ( 2 ) ] مط : ابن است [ ( 3 ) ] مط : و روايت دوم از منتخب تاريخ ناصرى [ ( 4 ) ] مط : ضريحه [ ( 5 ) ] مط : خوردگى [ ( 6 ) ] مط : انداختند [ ( 7 ) ] مط : مقام ساختند . [ ( 8 ) ] اصل : زومنديس . مط و پ و نسخ راورتى : زومنديش [ ( 9 ) ] اصل : ملنديش مط : بمنديش متن راورتى : منديش . نسخ راورتى : لمنديش ، دومنديش بلنديش ، درين باره ( ر : 26 ) [ ( 10 ) ] مط : يافت .